بایگانی

Archive for اوت 2008

می توانیم , ممنوع الخروج می کنیم

این نوشته مربوط به وبلاگ قبلی نویسنده «‌سیگنال‌» است‌، ممکن است مشکلی در عکس‌ها و لینک‌های ضمیمه وجود داشته باشد

با خبر شدم که گلشیفته فراهانی بازیگر زن سینمای ایران در فیلمی از ریدلی اسکات و در کنار لئوناردو دیکاپریو و راسل کرو ( که تمامشان طعم اسکار را چند بار چشیده اند ) بازی کرده با نام ”Body of Lies” با ترجه ی » مجموعه دروغ ها » یک دو سه

ساعتی از این اتفاق خوشحال بودم و به هر کس که می رسیدم این خبر را می دادم خوب اتفاق کمی نیست که یک بازیگر زن ایرانی با رعایت حجاب که به نقل از اینجا حتی در قراردادش ذکر شده بود تا جایی که کسی مثل ریدلی اسکات که بازیگران هالیوود برای حضور در فیلمش سر و دست می شکنند برایش فیلم نامه اش را تغییر دهد نقشی کلیدی را بازی کرده باشد .

اما مگر این جماعت آخوندیسم زده می گذارند آدم خوشحال باشد . درست فهمیدید . بله , گلشیفته فراهانی ممنوع الخروج شده و آن هم دقیقا زمانی که بازی اش مورد توجه هالیوودی ها قرار گرفته و می خواسته برای بررسی پیشنهاد های دیگر به آمریکا

برود . به قول یکی از دوستان سینمای ایران به کجا می خواهد برسد خدا می داند . سینمایی که برای ساخت فیلمی برای دفاع از حیثیت از دست رفته ی ایرانی ها با 300 می آید فیلمی با هزینه ی یک میلیارد می سازد به اسم » پرچم قلعه ی کاوه » و طی دو هفته اکران فقط سه میلیون تومان می فروشد . فیلمی که با آن همه هزینه در حد حتی فیلم های 50 سال پیش هالیوود هم نیست . بعد منتقدان ایرانی با پر رویی تمام می آیند به این که 300 را در استودیو و 60 روزه ساختند حرف می زنند . آخر برادر من فیلمی را که حتی خود ملت ایرانی حاضر به دیدنش نیست کدام خارجی می آید ببیند تا جواب بگیرد راجع به فیلم 300.

شما همان بهتر که برید 4 انگشتی بسازید و بهرام رادان را به سینما بفرستید تا فیلمی به زیبایی سنتوری را مجوز پخش بدهید . واقعا تا کی می خواهید چوب این عقب ماندگی را بخورید . وقتی مساله اصلیتان حجاب است دیگر چرا بهانه می آورید و می گویید برای بازی بازیگر ایرانی در خارج از کشور باید از وزارت ارشاد مجوز گرفت . آخر این چه ربطی به وزارت ارشاد دارد .

حالا بنشینید به به و چه چه کنید از فلان کارگردان گیشه ای یا فلان بازیگری که فقط نان چهره اش را با شما تقسیم می کند . بازیگری مثل گلشیفته فراهانی که بازیهایی را در فیلمهایی مانند بوتیک , سنتوری , به نام پدر و … انجام داده و «نیوه مانگ» هم بازی داشته که توقیف شده و نمایش داده نشده که اتفاقا به خاطر همین آخری هم برای بازی در مجموعه دروغ ها انتخاب شده باید این چنین ضربه بخورد ؟!

Advertisements

آقای شیرازی کم نمی آورد …!

این نوشته مربوط به وبلاگ قبلی نویسنده «‌سیگنال‌» است‌، ممکن است مشکلی در عکس‌ها و لینک‌های ضمیمه وجود داشته باشد

بعد از خبر خوشحال کننده ای که برای بلاگفایی ها منتشر شد ( + , + ) که آقا خلاصه می تونید بیاید تو وردپرس هم بنویسید و ضد حالی که آقای شیرازی و گروهش به بلاگستان فارسی مخصوصا بلاگفایی ها وارد کردند خیلی واکنش ها اتفاق افتاد . گروه وردپرس هم یک بار دیگر نسخه ی آزمایشی شماره ی 2 یی برای اینکار آماده کرد ولی مگر شیرازی از رو می رود . نه آقا این قصه سر دراز دارد .

آقای شیرازی ای که اینچنین ادعای مظلومیت سیستم های وبلاگ فارسی را دارند حتی به رغبای هم زبان خود نظیر پارسی باکس که چنین ایمپورتری را برای اکثر سیستم ها آماده کرده بود رحم نکردند . چه برسد به وردپرس اجنبی … .

آهای وبلاگ نویسی که توی بلاگفا خونه داری جدای از امکانات محدود این سیستم آیا باز هم حاضری با نوشتن در آنجا باعث پیشرفت سیستمی شوی که جلوی همه نوع پیشرفت را از شما می کیرد مگر آنکه به نفع خودش باشد ؟! داین درست که تعداد نوشته هایت زیاد است و برای تک تکشان وقت صرف کرده ای اما باز هم می خواهی در چنین زندانی که برای تو ساخته اند بنویسی ؟!

شیرازی جان شما هم خسته نباشی با این سیستم بلاگفایت که هر روز شاهد پیشرفت آن هستیم . الحق که با چنین کد نویسی های پیشرفته ای که می کنی باید هم عنوان سایت برتر 86 را به خودت اختصاص بدهی . آقایانی که برنامه نویسی نمی دانند بدانند که آقای شیرازی شاخ غول می شکنند تا کدهای مربوط به انتقال را غیر مجاز بشناسند .

آخرین کلامم هم این که : آقای شیرازی برنامه نویسی فقط بلد بودن چند زبان برنامه نویسی و الگوریتم نیست . برای برنامه نویسی باید آزاد بیاندیشی .

مرتبط :

از بلاگفا آزاد شوید ( کیا طاهری )

بياییم زندان را تقبیح كنیم ( دکتر مزیدی )

به وردپرس بپیوندید ( مهرداد رجبی )

و

حالا انسانیت کجاست ؟

این نوشته مربوط به وبلاگ قبلی نویسنده «‌سیگنال‌» است‌، ممکن است مشکلی در عکس‌ها و لینک‌های ضمیمه وجود داشته باشد

همه ماجرای انسان و شیطان را به خوبی می دانیم . می دانیم که زمانی خدا فقط به خاطر مخلوق با عقل و شعورش بهترین فرشته اش را از درگاهش راند . اما این را هم می گویند خدا قادر مطلق است ولی گاهی دلم برایش می سوزد که به خاطر چه نوع موجدات پستی  فرشته اش را از خود دور کرد و با او دشمن شد . موجوداتی که از انسانیت بویی نبرده ولی خود را اشرف مخلوقات می دانند , موجوداتی که همچون مار در هر فصل و موقعیت جدید پوست اندازی می کنند و گذشته ی خود را فراموش می کنند .

تا به حال به یاد ندارم در زندگی ام برای چیزی گریه کرده باشم حتی وقتی در بدترین شرایط بودم اما امروز , از وقتی به کمک کمانگیر و محمود فرجامی از ماجرای کور شدن پریسا مقدم با خبر شدم نمی توانم جلوی خود را بگیرم .

چرا هیچ کدام از ما آدم ها وقتی به قدرت می رسیم نمی توانیم از خود کهتر را درک کنیم . چرا یک دختر فقط به جرم در آمد کم پدرش محکوم به کوری می شود . آیا زمانی که دختری در یک قدمی تاریکی مطلق قرار دارد باید باز به ملیت توجه کرد ؟ باید باز زیر سلطه ی سیاست بازیهای مزخرف بود ؟ این دختر تاوان کدام گناه را پس می دهد ولی بدانید که ضعیف ترین ها کسانی هستند که در بدترین شرایط قصد انتقام جویی را دارند.

پس خدایا بدان اگر بهشت خود را برای چنین آدمهایی آماده می کنی در عوض داری به شیظانت ظلم می کنی . نمی دانم شاید امتحان دیگریست و تو بهتر میدانی …

در پایان آرزو می کنم که پریسا مقدم بتواند باز هم روزی را که آسمان به حال این انسان ها گریه می کند را ببیند .

دسته‌ها:روز نوشت برچسب‌ها: ,